
مقاله درباره شيوه هاي فرزندپروري در 39 صفحه و بافرمت word و قابل ویرایش
شيوه هاي فرزندپروري
خانواده سمبل امنيت و آرامش
در قسمت قبل به مطالب سركوب نيازهاي دوران كودكي ، حمايت هاي افراطي و احساس امنيت و مشاجرات والدين پرداخته شد . اينك در ادامه مي خوانيم ...
بسياري از افراد در جامعه ما تربيت فرزند را وظيفه مادر مي دانند. گويا اين تنها مادر است كه بايد خانه داري كند ، وسايل راحتي افراد خانواده را فراهم كند و در برخي موارد حتي بيرون از منزل مشغول به كار باشد و پدر با يك يا دو شيفته كار كردن ، منزل را محل استراحت خود تلقي كرده و مي انگارد ورود به منزل به معناي رزرو يك اتاق در هتل است . در اين گونه موارد كدبانوي خانه است كه با وجود كار و مشغله فراوان مجبور است فشار بي اماني را تحمل كند . اين گونه روابط ( كه اين روزها در بسياري از خانواده ها مرسوم شده است ) از دو جهت به تربيت صحيح و اصولي فرزندان لطمه وارد مي كند . اول اين كه كودك هيچ يك از والدين را به اندازه كافي نمي بيند و محبت لازمه را دريافت نمي كند و در نتيجه ي اين كمبود محبت ، در بزرگسالي دچار عقده هاي رواني شده و نمي تواند محبت خود را به ديگران ابراز دارد . ثانياً مادر در اثر تحمل فشارهاي بي امان زندگي ممكن است شكيبايي خود را از دست داده و در برابر شيطنت هاي كودكان حركات نادرستي از خود بروز دهد ؛ حتي بازي بچه ها را با فريادهاي رعدگونه بر هم زده و با تمام اين رفتارها ، تنها پرخاشگري را به كودكان خود بياموزد . ( علاوه بر اين كودك ، رفتارهاي پدر را الگو قرار داده و در بزرگسالي براي زن و فرزند احترامي قائل نخواهد شد . در نظر او جنس مؤنث تنها براي ايجاد رفاه حال مذكران آفريده شده ، همانطور كه مادرش بود ) از تمام اينها گذشته ، شايد بتوان از كمي ساعات حضور پدر در منزل در دوران كودكي چشم پوشي كرد ؛ اما وقتي فرزند به سن نوجواني رسيد ديگر حضور مادر كافي نيست . در اين بُرهه ، احتياج عاطفي به حضور پدر كاملاً مشهود است . البته واكنش دختران و پسران به عدم حضور پدر متفاوت است . دختران در سن بلوغ به جنس مخالف گرايش پيدا مي كنند . آنها چون نياز به محبت پدرانه را در خانه دريافت نكرده اند ، سعي مي كنند چنين محبتي را بيرون از منزل به دست آورند . پسران نيز ممكن است الگوهاي نادرستي را براي خود ملاك رفتار مردانه قرار داده و رفتارهاي ناسازگارانه اي از خود بروز دهند . فردي كه از كودكي مورد بي مهري والدين و اطرافيان قرار گيرد الگويي براي ابراز محبت به ديگران را نمي آموزد و نمي تواند عواطف و احساسات خود را به ديگران منتقل كند . حال پسركي را در نظر بگيريد كه در محيط منزل به هر شكلي از عواطف و احساسات پدر محروم است ( پدر حضور فيزيكي و يا عاطفي كمتري در منزل دارد ) . او براي جلب محبت ديگران خصوصاً پدر دست به هر كاري مي زند و چون مي بيند تنها هنگامي كه مرتكب كار خطايي مي شود مورد توجه قرار مي گيرد ، پس شروع مي كند به واكنش هاي منفي ، لجاجت ، پرخاشگري ، بد دهني و در نوجواني بزهكاري . اين ناسازگاري ها زماني به اوج خود مي رسد كه نوجوان اسير باندهاي بزهكارانه شده و با اندكي محبت از طرف آنها ، جذب شخصيت دروغينشان شده، كم كم از پرخاشگري كلامي به قتل ، دزدي ، اعتياد و ديگر مفاسد اجتماعي كشيده مي شود . زيرا انحرافات اخلاقي مثل دايره اي ، تسلسل وار هستند . دزدي به دنبال نياز ، گاه نياز در اثر احتياج به پول براي تهيه مواد مخدر ، اعتياد در اثر دوستي با دوستان ناباب و....
جامعه
محيط اجتماعي در حد قابل توجهي در چگونگي تكوين شخصيت و زندگي انسان تأثير دارد ؛ چنانچه كودك در محيط نامناسبي پرورش پيدا كند ، جايي كه پرخاشگري ، اولين و آخرين راه حل هر كاري است . كودك روش زندگي خود را از محيط مي آموزد و ياد مي گيرد چگونه رفتار كند . كودكي كه در محيطي نامناسب رشد كند ياد مي گيرد براي رسيدن به مقصود ، پرخاشگرانه رفتار كند . پس در كودكي تير و كمان را به عنوان وسيله دفاعي با خود حمل مي كند و در نوجواني چاقو و يا ديگر آلات در دسترس (اسلحه سرد). زيرا محيط زندگي خود را ، محيطي ناامن تلقي مي كند و طبيعي است به نوعي از خود دفاع كند و از آنجا كه دفاع منطقي را نياموخته از همان روش معمول بهره مي جويد كه ديگران ( اطرافياني كه رفتار آنها را براي خود الگو قرار داده ) استفاده مي كرده اند .
مسئله وراثت و محيط
بعضي از محققان معتقدند بزهكاري هاي نوجوانان و حتي بزرگسالان تنها در اثر زيستن در شرايط نامساعد نيست . بلكه تا حدي زمينه ارثي در بروز اين مشكلات وجود دارند . اين تفكر از فرهنگ هاي باستاني شروع شده وتا به امروز ادامه يافته است .
آنچه امروزه در يك ديد واقع بينانه به اثبات رسيده آن است كه توارث ، عامل مهمي در تعيين چگونگي واكنش شخص در مقابل محيط است ، اما عامل اصلي نيست .
چند توصيه
اصلاح وضعيت اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خانواده ها گامي است مهم در جهت پيشگيري از بروز اعمال شنيع و جنايتكارانه در افراد جامعه . جامعه شناسان جنايي لوح ضمير كودك را همچون آئينه اي پاك و شفاف مي دانند كه هر گونه نقش نيك و بد را در خود مي پذيرد . از آنجا كه خانواده به عنوان ابتدايي ترين محيط رشد و تكامل و والدين اولين الگوهاي رفتاري كودك به حساب مي آيند و مي توانند تأثير شگرفي در نحوه زندگي و افكار و عقايد فرد به جا بگذارند ، لذا رفتار صحيح خانواده و توجه به شناخت نيازها ، علائق و خواسته هاي كودك ، بسيار اساسي به نظر مي رسد. اين اصلاح موقعيت خانواده در درجه اول با آموزش ، ميسّر مي شود . بسيار مفيد است كه براي مادران باردار قبل از تولد نوزاد كلاس هاي آموزشي جهت رفتار با كودك تشكيل شود . زماني كه دختران قبل از ازدواج ، آموزش شيريني پزي و آشپزي را به عنوان نكته اي مثبت براي زندگي مي دانند ، آيا تربيت فرزند كه بسيار اساسي تر و حساس تر از اين امور است كلاس آموزشي نمي طلبد ؟ معمولاً مراكز بهداشت و تنظيم خانواده در بيمارستان ها ، خصوصيات ظاهري ، قد ، وزن و بيماري هاي كودكان را كنترل مي كنند ؛ چه خوب است اگر در كنار اين مراكز بهداشت جسمي ، مكان هايي نيز جهت بهداشت رواني افراد خانواده تشكيل شود تا هرگاه مادران با مشكل تربيتي مواجه شدند از طريق اين مكان ها رهنمودهاي لازم را دريافت كنند .
برچسب های مهم